ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

174

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

روم رسيد و در بندر « مرسى الطين » ( لنگرگاه گل ) لنگر انداختند . جنگجويان از كشتىها فرود آمدند و راه صحرا را گرفتند . راه را گم كردند و ناگزير باز گشتند و سوار كشتىها شدند و چيزى بدست نياوردند . هنگام مراجعت هفت كشتى از آنها غرق شد . در سنه دويست و سى و چهار اهالى شهر « رغوس » صلح كردند و شهر را تحت اختيار مسلمين گذاشتند . مسلمين هر چه بود ربودند و شهر را ويران نمودند . در سنه دويست و سى و پنج گروهى از مسلمين سوى شهر « قصريانه » روانه شدند . كشتند و ربودند و آتش زدند و بردند . امير صقليه ( سيسيل ) در آن زمان از طرف مسلمين محمد بن عبد اللّه بن الاغلب بود كه در ماه رجب سنه دويست و سى و شش در گذشت . او در شهر « بلرم » اقامت داشت و از آنجا شخصا خارج نشد ولى سپاهيان را براى جنگ و غارت دسته دسته مىفرستاد . بسيارى از شهرها را گشود و غنايم فراوان بدست آورد مدت امارت او در آن سامان نوزده سال بود خداوند داناتر است . بيان جنگ موسى بن موسى و حارث بن يزيع در آن سال ميان موسى حاكم « تطليه » و لشكر عبد الرحمن امير اندلس جنگ واقع شد . فرمانده لشكر عبد الرحمن حارث بن يزيغ بود . علت اين بود كه موسى خود يكى از بزرگترين سالاران و سپهداران عبد الرحمن بود كه حكومت « تطليه » به او سپرده شده . ما بين او و ساير سالاران رشك و كين افتاد و آن در سال دويست و بيست و هفت بود چنان كه گذشت . موسى تمرد كرد و عبد الرحمن براى سركوبى او لشكر